سرداری که حق‌الناس خط قرمزش بود؛ناگفته‌هایی از زندگی مجاهد گمنام

سرداری که حق‌الناس خط قرمزش بود؛ناگفته‌هایی از زندگی مجاهد گمنام

اردستان- برادر شهید عسگری با اشاره به گمنامی این سردارسپاه قدس گفت: تا شهادت، از جزئیات مأموریت‌هایش بی‌خبر بودیم؛برای حاج داود مسئولیت، کلیدی بود که نباید رها می‌شد و حق‌الناس خط قرمزش بود.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها – علیرضا صفاری‌فر: در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، رزمندگان و نیروهای بسیاری در عرصه‌های مختلف دفاع از کشور و مقابله با تهدیدات دشمنان، بی‌آنکه نام و نشانی از آنها در فضای عمومی مطرح باشد، به انجام وظیفه پرداخته‌اند؛ افرادی که برایشان انجام مسئولیت، حفظ امانت و رعایت حق‌الناس مهم‌تر از دیده شدن و مطرح شدن بوده است.

سردار شهید داود عسگری یکی از همین چهره‌های کمتر شناخته‌شده‌ای است که سال‌ها در مأموریت‌های مختلف حضور داشت و بخش قابل توجهی از عمر خود را دور از خانواده و در جبهه‌های سوریه و لبنان سپری کرد. خانواده شهید نیز تا سال‌ها از جزئیات مسئولیت‌ها و فعالیت‌های او اطلاع دقیقی نداشتند و بخش مهمی از این ناگفته‌ها پس از شهادتش در جنگ اخیر در تهران و از زبان دوستان و همکارانش برای آنها روایت شد. برای آشنایی بیشتر با این شهید و رشادت‌هایش گفتگویی با احمد عسگری، برادر شهید انجام داده‌ایم که در ادامه می خوانید…

با توجه به حضور مردم در صحنه و حمایت آنها از انقلاب و نظام، از نگاه شما این همراهی چه نقشی در مقابله با دشمنان داشته است؟

مردم برای پشتیبانی از نظام و انقلاب در صحنه حضور پیدا می‌کنند و اگر این همراهی خالصانه مردم در این شب‌ها و مقاطع مختلف وجود نداشت، دشمن می‌توانست به بخشی از اهداف خود دست پیدا کند. همین حضور مردم است که بسیاری از اهداف دشمن را ناکام گذاشته و موجب شده رزمندگان و نیروهای مدافع کشور با قدرت بیشتری در برابر دشمنان ایستادگی کنند.

ما در طول ۴۷ سال انقلاب اسلامی فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشته‌ایم و در این مسیر رزمندگان و سربازان ارزشمندی را از دست داده‌ایم؛ افرادی که بسیاری از آنها گمنام بودند و با وجود مسئولیت‌ها و فعالیت‌های مهمی که انجام می‌دادند، کمتر نام و نشانی از آنها در جامعه مطرح می‌شد.

یکی از این افراد را سردار شهید داود عسگری معرفی کردید. خانواده تا چه اندازه از فعالیت‌ها و مسئولیت‌های ایشان اطلاع داشتند؟

برادر من، سردار شهید داود عسگری، یکی از همین افراد بود. حتی ما که خانواده ایشان بودیم، تا زمانی که به شهادت رسید اطلاعات زیادی از مسئولیت‌ها و فعالیت‌هایش نداشتیم. فقط می‌دانستیم که برای مأموریت در لبنان حضور دارد، اما اینکه دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد یا چه مسئولیتی دارد، برای ما روشن نبود. ایشان هر چهار یا پنج ماه یک‌بار به ایران می‌آمد و شاید ۱۰ یا ۱۵ روز در کنار خانواده بود و در همان مدت کوتاه نیز بیشتر به دنبال کارهای اصلی خودش بود. به همین دلیل، ما فرصت زیادی برای دیدن وی نداشتیم.

سرداری که حق‌الناس خط قرمزش بود؛ناگفته‌هایی از زندگی مجاهد گمنام

پس اطلاعاتی که امروز درباره فعالیت‌های شهید دارید، بیشتر از چه طریقی به دست شما رسیده است؟

مطالبی که امروز درباره وی می‌گویم، بیشتر بر اساس صحبت‌ها و خاطرات دوستان و همکارانی است که با شهید کار کرده و به او نزدیک بوده‌اند. خود شهید هیچ‌گاه درباره مسئولیت‌ها و فعالیت‌هایش زیاد صحبت نمی‌کرد. به همین دلیل، بعد از شهادتش بود که به‌تدریج از طریق دوستان و همکارانش متوجه شدیم چه کارهایی انجام می‌داده و چه مسئولیت‌هایی بر عهده داشته است. بسیاری از مطالبی که امروز درباره شخصیت و عملکرد وی می‌دانیم، حاصل همین روایت‌هایی است که همکارانش برای خانواده بیان کرده‌اند.

اگر بخواهید از میان ویژگی‌های اخلاقی شهید داود عسگری یک ویژگی را برجسته کنید، کدام ویژگی برای شما پررنگ‌تر است؟

برای حاج داود، حق‌الناس بسیار مهم بود و می‌توانم بگویم حق‌الناس خط قرمز او بود. ما در زندگی روزمره هم این حساسیت را در او می‌دیدیم. تا زمانی که نسبت به مسئله‌ای مطمئن نمی‌شد و یقین پیدا نمی‌کرد که از نظر شرعی و اخلاقی مشکلی ندارد، از آن استفاده نمی‌کرد. دوستان و همکارانش نیز همین ویژگی را درباره او نقل کرده‌اند. حتی در موضوع حقوق و مسائل مالی، آنقدر دقت داشت که مبادا حقی ضایع شود یا مسئله‌ای وارد زندگی خودش و خانواده‌اش شود که نسبت به آن اطمینان ندارد.

یکی از خاطراتی که از همکاران شهید درباره مسئولیت‌پذیری ایشان نقل کرده‌اید، مربوط به یک مأموریت سه‌روزه است. درباره این ماجرا توضیح می‌دهید؟

یکی از دوستان وی که حدود ۹ ماه با حاج داود در جبهه‌های سوریه و لبنان همکاری داشت، برای ما تعریف می‌کرد که در یک مأموریت جابه‌جایی سلاح، کاری داشتند که حدود سه روز طول کشید. در طول این سه روز، نیروها به صورت شیفتی استراحت می‌کردند. به حاج داود هم می‌گفتند شما هم بروید استراحت کنید، بخوابید و کمی خستگی در کنید، اما او قبول نمی‌کرد و می‌گفت مسئولیت سنگین است.

جمله‌ای که شهید درباره مسئولیت در آن مأموریت گفته بود چه بود؟

می‌گفت مسئولیت مثل کلید است و کلید مسئولیت را نمی‌شود دست هر کسی داد یا آن را رها کرد. تا زمانی که این کار به پایان نرسیده، من نمی‌توانم مسئولیتی را که بر عهده‌ام گذاشته‌اند رها کنم. همکارش می‌گفت در آن سه روز، حاج داود تقریباً استراحتی نداشت و فقط برای انجام نمازهای روزانه و نماز شب، تجهیزات و کفش خود را کنار می‌گذاشت. بعد دوباره بر سر مسئولیتش حاضر می‌شد تا کار به پایان برسد.

حساسیت وی نسبت به بیت‌المال هم ظاهراً بسیار جدی بوده است. خاطره‌ای در این زمینه دارید؟

بله. حدود یک ماه بعد از شهادت حاج داود، یکی از همکارانش که مسئول دفتر او بود، از لبنان به ایران آمد و تعدادی از وسایل شخصی حاج داود را به خانواده تحویل داد. همراه وسایل، مبلغی پول هم بود. ابتدا تصور کردیم شاید این مبلغ مربوط به تنخواه محل مأموریت باشد، اما آن فرد توضیح داد که حاج داود هیچ‌وقت تنخواه یا پول اداره را با خودش حمل نمی‌کرد.

سرداری که حق‌الناس خط قرمزش بود؛ناگفته‌هایی از زندگی مجاهد گمنام

چرا شهید چنین دقتی در این زمینه داشت؟

توضیحی که از وی نقل شده این بود که اگر برای کاری در محل مأموریت نیاز به خرید یا هزینه‌ای داشت، گاهی از پول شخصی خودش هزینه می‌کرد و بعد هزینه انجام‌شده را اعلام می‌کرد. او می‌گفت من لحظه‌ای زندگی می‌کنم و در جایی هستم که هر لحظه ممکن است اتفاقی برای من بیفتد. اگر پول بیت‌المال همراه من باشد و من شهید شوم، بعد از من کسی نمی‌داند این پولی که همراه من بوده متعلق به خودم بوده یا بیت‌المال. برای همین نمی‌خواست حتی کوچک‌ترین ابهامی در این زمینه ایجاد شود.

شهید در برخورد با نیروهای زیرمجموعه خود چگونه رفتار می‌کرد؟

در چارچوب کار بسیار جدی بود و نسبت به مسئولیتی که بر عهده داشت کوتاه نمی‌آمد، اما وقتی زمان کار تمام می‌شد و نیروها به استراحت می‌رفتند، رفتارش بسیار صمیمی و دوستانه بود. یکی از دوستانش تعریف می‌کرد که حاج داود در زمان استراحت خودش را وقف نیروها و همکارانش می‌کرد. کنار آنها می‌نشست، احوالشان را می‌پرسید، درباره شرایطشان صحبت می‌کرد و اگر مشکلی داشتند، تلاش می‌کرد آن را بشنود و برای حل آن کمک کند.

شهید با وجود سال‌ها دوری از خانواده، در زمان حضور در کنار فرزندان و نوه‌ها چگونه رفتار می‌کرد؟

با توجه به مسئولیت‌هایی که داشت، زمان زیادی در کنار خانواده نبود، اما همان زمان کوتاهی که در ایران و کنار خانواده بود، سعی می‌کرد واقعاً در کنار آنها باشد. اگر بچه‌ای از او می‌خواست بازی کند، سن کودک برایش مهم نبود. خودش را با دنیای کودک همراه می‌کرد و همان‌طور که بچه دوست داشت، با او بازی می‌کرد. با نوه‌ها هم همین رفتار را داشت و تلاش می‌کرد وقتی در کنار خانواده است، آن زمان را واقعاً برای خانواده بگذارد.

آیا شهید هیچ‌گاه از جایگاه و ارتباطات خود برای امور شخصی خانواده استفاده کرد؟

خیر. اتفاقاً یکی از نمونه‌های روشن این موضوع درباره پسر خودش بود. پسر حاج داود فوق‌لیسانس فیزیک از دانشگاه صنعتی شریف داشت و طبیعتاً می‌توانست از جایگاه پدرش استفاده کند، اما حاج داود چنین اعتقادی نداشت. می‌گفت پسر من باید خودش روی پای خودش بایستد و جایگاه خودش را پیدا کند. اینکه من بخواهم برای او سفارش کنم یا از موقعیتی که دارم استفاده کنم، درست نیست.

سرداری که حق‌الناس خط قرمزش بود؛ناگفته‌هایی از زندگی مجاهد گمنام

این نگاه درباره دیگران هم وجود داشت؟

بله. با توجه به موقعیتی که داشت، هیچ‌وقت تلاش نمی‌کرد از جایگاهش برای خودش یا دیگران استفاده شخصی کند. اعتقادش این بود که هر فرد باید کار خودش را انجام دهد و جایگاهش را با توانایی و تلاش خودش به دست آورد. این موضوع هم یکی از همان ویژگی‌هایی بود که بعد از شهادتش بیشتر از زبان دوستان و همکارانش شنیدیم.

در کنار ویژگی‌های مدیریتی و کاری، رابطه شهید با خانواده و همسرش چگونه بود؟

واقعاً اگر بخواهم درباره زندگی حاج داود صحبت کنم، باید از همسر ایشان هم یاد کنم. زندگی با فردی که بخش زیادی از سال را در مأموریت است، کار ساده‌ای نیست. حاج داود ممکن بود چهار یا پنج ماه در مأموریت باشد و فقط برای مدت کوتاهی به ایران بیاید. این شرایط قطعاً برای خانواده سخت بود، اما همسر ایشان با مدیریت و صبوری، خانواده را اداره می‌کرد و شرایطی ایجاد کرده بود که حاج داود بتواند با خیال راحت به مسئولیت‌هایش بپردازد.

درباره نگاه خانواده شهید به تحصیل و علم نیز مطالبی مطرح شده است. در این زمینه چه خاطره‌ای دارید؟

همسر حاج داود تحصیلات دانشگاهی بالایی داشت و نگاهشان به درس خواندن این نبود که صرفاً مدرکی به دست بیاورند یا به دیگران بگویند مدرک دکترا دارند. نگاهشان این بود که انسان باید درس بخواند تا بیشتر بفهمد، بزرگ‌تر شود و آگاهی بیشتری پیدا کند. درس برای آنها وسیله‌ای برای فهمیدن و رشد کردن بود، نه وسیله‌ای برای مطرح کردن خود.

با توجه به تمام این خاطرات، اگر بخواهید شخصیت شهید داود عسگری را در چند ویژگی خلاصه کنید، چه می‌گویید؟

اخلاق، مسئولیت‌پذیری، رعایت حق‌الناس و اخلاص، از مهم‌ترین ویژگی‌هایی بود که در زندگی حاج داود دیده می‌شد. او دنبال مطرح شدن نبود. حتی خانواده نیز تا مدت‌ها از جزئیات مسئولیت‌هایش اطلاع نداشتند. آنچه برایش اهمیت داشت این بود که مسئولیتی را که پذیرفته به درستی انجام دهد و در برابر خداوند و مردم پاسخگو باشد.

درباره رزمندگان گمنامی که شاید مانند شهید داود عسگری کمتر شناخته شده‌اند، چه پیامی دارید؟

امثال حاج داود در میان رزمندگان و نیروهای این کشور کم نیستند؛ افرادی که خالصانه و برای رضای خدا و حفظ کشور و نظام فعالیت می‌کنند و علاقه‌ای ندارند نامشان مطرح شود. بسیاری از این افراد سال‌ها در مسئولیت‌های مختلف فعالیت کردند، اما کمتر کسی از آنها شناخت داشت. برخی از آنها به شهادت رسیدند و برخی همچنان به دور از هیاهو مشغول انجام وظیفه هستند.

به نظرم باید این فرهنگ را بشناسیم که انسان برای مطرح شدن کار نکند. همان‌طور که از شهید سلیمانی نقل شده، انسان باید شهید زندگی کند تا شهید شود. حاج داود هم تلاش می‌کرد مسئولیتش را درست انجام دهد، حق کسی را ضایع نکند و کاری را که بر عهده گرفته تا رسیدن به نتیجه رها نکند. این ویژگی‌هاست که از یک رزمنده، انسانی ماندگار می‌سازد.

سردار شهید داوود عسگری کچوسنگی اردستانی از سرداران سپاه قدس و جانباز سرافراز انقلاب بود که به همراه همسرش شهیده اشرف خالقی، زهرا عسگری دختر شهید، عباس، علی‌اکبر و نور جباری فرزندان زهرا عسگری و علی و حسین پسران شهید عسگری در جریان جنگ رمضان و در پی حمله آمریکایی ـ صهیونیستی به شهادت رسیدند. پایانی که بار دیگر نشان داد برای او و خانواده‌اش، مسیر زندگی با مسئولیت، ایستادگی و همراهی در این راه گره خورده بود.

کد مطلب 6955596

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • بازنگری شیوه‌نامه بورس صنعت و مشاغل با مشارکت دانشگاه‌ها

  • حمایت ویژه از رساله‌ها و طرح‌های پسادکتری در حوزه سلامت دام و طیور

  • ۲ مرکز غیرمجاز دندانپزشکی و خدمات زیبایی در ساری پلمب شد

  • سیمایی صراف: شبیری زنجانی فقیهی منزه و محقق بود

  • لاوروف: روسیه نگران فعالیت‌های نظامی-بیولوژیک برخی کشورهاست

  • ضرورت گذار به کشاورزی قراردادی برای توسعه کشت ارگانیک در کشور

  • زنگ مهر برای آن‌ها به صدا درنیامد

  • زنگ ایثار و مقاومت در دیر نواخته شد

  • «روایت حماسه»؛ اجرای ۶۴ نمایش خیابانی از ۲۶ استان کشور در سراسر ایران

  • فرمانده سپاه دیر: سلاح امروز نسل نوجوان قلم و بصیرت است

  • ورود سامانه بارشی جدید به کشور از جمعه؛ باران و کاهش دما در ۵ استان

  • کار کشتی‌گیران در ناگویا سخت است؛ آذرپیرا به دنبال انتقام است

  • قیمت طلا امروز کاهش یافت؛ هر اونس ۴۳۴۵ دلار معامله شد

  • الشرع: بلندی‌های جولان قلمرو غیرقابل مذاکره سوریه است

  • پسته یزد در مسیر هوشمندسازی و تکمیل زنجیره ارزش افزوده

  • جدول زمانی قطع برق استان کرمانشاه در روز چهارشنبه یکم مهر ماه منتشر شد

  • پزشکیان وارد نیویورک شد

  • عناوین و ضرایب دروس سوابق تحصیلی در آزمون سراسری سال ۱۴۰۶ اعلام شد

  • پیشنهاد مدیری را بی‌تردید پذیرفتم؛ چالش‌ حضور در «مرد سه‌ هزار چهره»

  • بزرگداشت شهدای دانش‌آموز در اصفهان

  • روزنامه‌های ورزشی چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های صبح چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های صبح چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های ورزشی سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

  • خرید اپل ایدی
  • شمش نقره
  • کلینیک ترک اعتیاد تهران
  • دوربین مداربسته
  • مبلمان اداری
  • جراح بینی تهران
  • بلکا
  • جراح بینی در تهران
  • لوازم تحریر
  • خرید طلای آب شده
  • قیمت موکت
  • تور کربلا
  • استند تسلیت
  • مداحی اربعین
  • مرجع پاسخ معتبر پزشکان
  • فروش مواد شیمیایی
  • قیمت ایمپلنت
  • قطعات لباسشویی
  • آموزشگاه تیزهوشان
  • بلیط هواپیما
  • آموزشگاه زبان ملل
  • قیمت و خرید سمعک نامرئی
  • مهرینو
  • تهران تایمز
  • روزنامه آگاه

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha